خوشنويسی و شخصيت
حروف و کلمات به غير از آنچه که در روابط روزمره از آن استفاده مي کنيم از جنبه ديگری نيز مورد توجه اند ، به طور مثال مي توان با ديدن خطوط افراد پی به روحيات آنها برد که آيا آرامند يا پرتحرک ؟ پيچيده اند يا ساده و بي تکلف؟ به هر ترتيب بنا بر قولی : انديشه مردم در خطوط آنها پيداست. آيا فقط روحيه افراد در خط آنها موثر است؟ يا اينکه بوسيله خط مي توان در روحيه افراد تغيير ايجاد کرد ؟ پاسخ به اين سوال پيچيدگی مخصوص به خود را دارد که اينجانب بر اساس تجربيات شخصی به نتايج جالبی درباره آن دست يافته ام .
وقتی انسان تعليم می بيند قواعد خاصی به او آموخته می شود که حاوی اصول ، نظم و اعتدال است.
شخصيت افراد در جذب مفاهيم بسيار موثر است، يعنی هر کسی می تواند نظم و اعتدال خوشنويسی را در وجود خود بپذيرد و دارای شخصيتی جديد شود و يا اينکه مقاومت کند و تغييری در وی ايجاد نشود ، البته اين مورد بيشتر در افراد بزرگسال صادق است ، شايد به علت روزمرگی يا مشکلات و کارهای متعدد افراد نتوانند دارای تمرکز لازم در تغيير شخصيت به سمت تعادل ، موفق باشند ولی مطمئنا با ممارست در تغيير خط خود موفق خواهند بود . خوشبختانه کودکان در اين رابطه موفق تر عمل می کنند چرا که با توجه به صغر سن ، آمادگی دريافت مفاهيم و در ادامه ، ساخته شدن شخصيت ، هنر خوشنويسی در آنها بسيار تاثيرگذار خواهد بود. يعنی اگر هنرجويان از سنين پايين،بعد از سپری کردن سال اول دبستان ، شروع به يادگيری خط نمايند نه تنها از ابتدای يادگيری خط آنها بسيار عالی خواهد شد ، بلکه تعادل ، اعتدال و نظم خوشنويسی در ساخته شدن روحيه دانش آموزان در آينده تاثير بسزايي خواهد داشت و حتی در نظم آنها در امور جاری زندگی و تحصيل موثر خواهد بود . البته متاسفانه به دليل ضعف تدريس بخش خوشنويسی در آموزش پايه در مدارس ، از آنجايي که همه دانش آموزان از امکانات فراگيری شيوه صحيح خط در خارج مدرسه برخوردار نيستند عده ی زيادی از استعدادهای کشور ما به هدر می رود که لازم است مسئولين زيربط به جهت تامين نيروی انسانی متخصص در رابطه با آموزش خوشنويسی اقدام جدی نمايند تا شرايط ايده آل در خوش خطی نسل آينده ايجاد شود .
البته دغدغه ی اينجانب در اين رابطه بدين علت است که احساس ميکنم اگر نسل آينده اين سرزمين دارای روحيه ای متعادل و خطی زيبا باشند ، حامل فرهنگی خواهند بود که ميراث گذشته ايرانيان است و جهان بدين وسيله در خواهد يافت که با مردمی روبروست که دارای فرهنگی متعادل و شخصيتی تکامل يافته هستند که به زيبايي می انديشند و دارای تفکری موزون اند. |
|
|